عبد الرضا سالار بهزادى
386
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
( 287 ) - خاش : شهرستان خاش مركز منطقهء سرحد در جنوب غربى كوه تفتان خاش شهرى است كهن با قلعهاى قديمى كه قرنها مركز و مأمن ياغيان و راهزنان بود و به همين علت از آبادى چندانى برخوردار نشد ؛ از زمان حكومت ابراهيم خان سعد الدوله بر بلوچستان تدريجا امنيت در آن منطقهء برقرار شده و خاش نيز مختصر پيشرفت و آبادى به خود ديد . در زمان رضا شاه به صورت مركزى نظامى درآمد و مركز لشكر و تيپ مكران شد . خاش در سالهاى پس از انقلاب از مراكز مهم مهاجرپذير شرق كشور شده است ، بطورى كه طبق سرشمارى سال 1365 تعداد مهاجرين به شهرستان خاش بيش از 6 / 1 كل جمعيت آن شهر مىباشند . و البته اكثريت اين مهاجرين را افراد خارجى از اتباع كشورهاى هندوستان پاكستان و افغانستان تشكيل مىدهند . ( 288 ) - منظور مطلب اينست كه مير مراد خان از قلعهء خاش رفت تا تنها پسر خردسالى كه داشت در ناامنيهاى منطقه كشته نشود . ( 289 ) - براهوئىها هم طايفهاى سيستانى مىباشند كه در منطقهء مرزى هيرمند بين سيستان و افغانستان سكونت دارند و هم طايفهاى بلوچ . براهوئى مورد اشاره در اين نامه با توجه به مطالب سند 78 براهوئيهاى افغان مىباشند . ( 290 ) - منظور اينست كه لشكر جمع كرده است . ( 291 ) - كنگوزائى از طوايف بلوچ از تيرههاى طايفهء ريگى در منطقهء سرحد ( ايلها ، چادرنشينان و طوايف عشايرى ايران ج 2 ، تأليف ايرج افشار سيستانى ) ( 292 ) - اصل : نسكوء ؟ پيشكوه از بخشهاى تابعهء شهرستان خاش است . احتمال دارد پسكوه باشد كه در حال حاضر از توابع شهرستان سراوان ولى نزديك به خاش است . ( 293 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 294 ) - به سياق نگارش اعداد در آن زمان 202 نوشته شده است . ( 295 ) - ظاهرا منظور سيّد محمّد خان سرهنگ نويسندهء اين نامه و گزارش است . ( 296 ) - ظاهرا منظور نويسندهء نامهء موضوع سند قبلى ( سند 85 ) است . ( 297 ) - نام شخص خوانده نشد . ( 298 ) - منظور نويسنده اينست كه چند نفر سرباز و « نوكر ديوانى » كه همراه مير عبد الكريم خان بودهاند چون ديدهاند طرف مقابل دست بردار نيست و بناى جنگ دارد و علاوه بر ضررى كه با قتل و جرج آنها ممكنست به آنها وارد آورد ، با كشتن و شكست دادن « نوكرهاى ديوانى » اسباب بدناميشان مىشود ، بنابراين آنها هم شروع به تيراندازى متقابل مىكنند . ( 299 ) - اصل : گلّه كه گويش محلى براى گلولهء تفنگ است . ( 300 ) - اصل سنكو نوشته شده است ؟ ( 301 ) - پستا : اصطلاح محلى - رويه ، بنا . اصلا اصطلاح محلى در فن چاهخوئى است . ( 302 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 303 ) - « دور است » - دير است در گويش محلى حدود بم و بلوچستان و حوالى آن . ( 304 ) - پسر ارشد ابراهيم خان ميرپنجه . ( 305 ) - سرويزن ( Sarvizan ) يا سربيزن : منطقهاى كوهستانى واقع در بخش ساردوئيه از توابع شهرستان جيرفت كه داراى آب و هواى لطيف ييلاقى مىباشد . راه كوهستانى جيرفت به كرمان از طريق سربيزن و كوهستانهاى آن منطقه مىگذشته است و ظاهرا راهى ناهموار ولى نزديكتر از راه اصلى آن زمان كه از جيرفت دهبكرى ، مرغك ، سروستان ، ابارق ، تهرود ، راين ، و ماهان ( تقريبا نزديك به جادهء امروزى ) مىگذشت بوده است . ( 306 ) - خوانده نشد . ( 307 ) - كذا در اصل . ( 308 ) - منظور سرگرد سايكس آن زمان ، ژنرال سرپرسى سايكس بعد ، كنسول وقت انگليس در كرمان است كه